ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 0 رای - 0 ميانگين
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
قنات ، حركت زندگی سازوگوارا در ايران زمين- روش های استفاده از آب در گذشته
02-14-2009, 08:28 PM 1118
شماره : #1
قنات ، حركت زندگی سازوگوارا در ايران زمين- روش های استفاده از آب در گذشته


ايرانيان از نظر آن كه بيشتر نقاط كشورشان را مناطق خشك و كم آب فرا گرفته، همواره ارزش ويژه و گرانقدري براي آب قائل بودند. آنان از هنگامي كه در چندهزار سال پيش وارد فلات ايران شدند، همواره در جنگ با بي آبي بودند و مي دانستند كه براي ساختن تمدن و مدنيت بزرگ ايراني در درجه اول بايد منابع آب كافي داشته باشند، امري كه يقيناً در باروري ارزش هاي اعتقادي آب نيز نقش اساسي داشته است، اصولاً نبودن رودخانه هاي بزرگي مانند دجله و فرات و نيل كه در كنار آنها تمدن هاي بزرگي شكل گرفته، در فلات ايران، موجب آن شد كه مردم ايران با توجه به طبيعت سرزمين شان به آب اهميتي فراوان و حتي نيايشي داده و در پي آن باشند كه راه هاي مناسبي را براي دستيابي به آب و شكوفايي فرهنگ و تمدن خود برگزينند. ايرانيان ابتدا با جوي ها و كانالها به فكر انتقال آب از سرچشمه ها و رودخانه ها به مناطق خشك بودند ولي بزودي متوجه شدند كه صحراهاي خشك و دشت هاي وسيع ايران و آفتاب گرمي كه بر آنها مي تابد، موجب تبخير شديد آب و پائين آمدن ميزان بهره وري از آب مي شود و به همين دليل يكي از شگفت انگيزترين كارهاي مهندسي آب يعني قنات را پي ريزي كردند و آب پاكي را از كوهپايه ها در دالان هاي زيرزمين به سمت دشت ها و حتي كويرها هدايت كرده و براي نوشيدن، كار كشاورزي و دامداري و ايجاد باغها و بوستانها از آن استفاده كردند. ايرانيان با فناوري ساخت قنات در واقع كشور و سرزمين خود را در مقابل بي آبي حفظ كردند، آنها با كندن چاه هاي زياد از دامنه كوهستان تا دشت ها و متصل كردن آنها به يكديگر آب مورد نياز خود را به صورت دائمي به جريان مي انداختند، حركتي زندگي ساز و آب گوارايي كه پس از چندين هزار سال هنوز هم در سرزمين ايران زندگي بخش و حيات آفرين دشت ها و صحراهاست و علي رغم گذشت سالها از ابداع قنات و با وجود وقوع پيشرفت هاي شگفت انگيز در دانش و فن بهره برداري از منابع آب زيرزميني، هنوز هم قنات هاي ايراني، شريان هاي زندگي ساز، در بسياري از روستاهاي كشور مي باشد و معاش بسياري از دهات كشور به قنات بسته است، اصولاً با استفاده از قنات، حل چند مسئله اصلي و مهم آبرساني به بهترين وجهي امكان پذير مي باشد كه عبارتند از:

۱- آب از كوه ها به شهرها و روستاهاي واقع در دشت ها، انتقال مي يابد.
۲- به علت كانال هاي زيرزميني ، عبور آب در قنات، آب اتلاف و تبخير نمي شود. موضوعي كه بسيار مهم و در مناطق خشك كه تبخير آب زياد است، در جلوگيري از اتلاف آب مؤثر است.
۳- آب قنات، صاف، زلال و خنك بوده، از آلودگي هاي سطحي به دور مي باشد.
۴- آبي كه از قنات به دست مي آيد چون از مناطق كوهستاني به دشت انتقال داده مي شود، آبي شيرين و گوارا است در حالي كه آب هايي كه به جهت حفر چاه هاي عميق در دشت ها به دست مي آيد اغلب داراي املاح بيش از اندازه بوده و به علت شوري تدريجاً موجب شوري زمين هاي كشاورزي شده و علاوه برآن به علت تبخير شديد در صحراهاي ايران علاوه بر شوري زمين هايي كه مشروب مي سازند موجب حركت نمكها با وزش باد در كشتزارها و زمين هاي كشاورزي و تخريب مزارع در مقياس وسيع مي گردد.
«بزرگ ترين قنات حفرشده در ايران مربوط به حومه گناباد است كه طول آن ۷۰ كيلومتر و مادرچاه آن حدود ۳۵۰ متر عمق دارد، وضع آبدهي كل قنات هاي ايران در حدود ۷۵۰ تا ۱۰۰۰ مترمكعب در ثانيه تخمين زده مي شود و همچنين تعداد قنوات ايران حدود ۵۰ هزار رشته است».
پس از زلزله بم باستان شناسان ، قديمي ترين سيستم قنات جهان را با قدمتي بيش از ۲ هزار سال در آن منطقه كشف كردند.
«هانري گوبلو» اولين كارشناس آب كه به دعوت دولت ايران در سال ۱۳۱۹ براي بهره برداري از منابع آب زيرزميني به كشور ايران آمد، پس از بازگشت به كشورش به توصيه (ژان اوبن) استاد تاريخ دانشگاه سوربن، رساله اي زيرنظر «گزاويه دوپلانول» استاد جغرافيا اين دانشگاه نوشت. او در اين كتاب در رابطه با قنات هاي ايران مطالبي به رشته تحرير درآورده و عظمت قنات هاي ايران را برابر ديوارچين دانسته است. نكته مهمي كه بايد در اينجا يادآوري شود آن است كه مسلماً تمدن ايراني در طول تاريخ بدون قنات، حال و هواي ديگري داشت و شايد، شهرهاي بزرگي چون ري، نيشابور، طوس، مشهد، يزد و كاشان به وجود نمي آمد. «دونالد ويلبر» معتقد است كه : ساختن قنات يا كاريز از دوره هخامنشيان يعني قرن ششم قبل از ميلاد در ايران مرسوم و معمول بوده است.
در عهد هخامنشي شبكه وسيعي از راهروهاي زيرزميني (قنات يا كاريز) موجود بود، حتي امروزه از بعضي مناطق آبي را كه در پاي كوه ها به عمق چندين ده متر فرو رفته به مراكزي كه ممكن است ۳۰ تا ۴۰ كيلومتر فاصله داشته باشد، انتقال مي دهند ‎/ در تمام دوره سال هزاران تن براي لايروبي قنوات قديم و حفر قنات هاي تازه كار مي كنند، از بركت همين آب و نيز بر اثر باران هاي نافع در سلسله جبال زاگرس و البرز در كناره داخلي اين كوه ها محوطه هاي مزروع و واحدهاي آباد ايجاد شده است.».‎/. .‎/‎/ «پايتخت هاي ايران از زمان ظهور نخستين پادشاهي، در ماد، رو به بيابان در طول دو جاده اصلي كه در كناره هاي داخلي دو سلسله كوه هاي بزرگ كشيده شده، قرار گرفته اند. شهرهاي همدان، قزوين، تهران و ري، دامغان (هكاتوم پليس) (صد دروازه) و هرات و در جاده اي نظامي و تجارتي كه از مغرب به مشرق كشيده شده قرار گرفته اند و در جاده جنوبي نيز اصفهان، پاسارگاد، استخر، تخت جمشيد و شيراز قرار دارد.»
ايرانيان با استفاده از همين قنات ها، مبادرت به ايجاد باغ ها و بوستان هاي زيبا حتي در مناطق خشك و كويري نموده اند كه از جمله مي توان از باغ فين كاشان نام برد.
روش هاي استفاده از قنات در هنگام اقامت ايرانيان در مصر و در زماني كه مصر جزئي از شاهنشاهي ايران در زمان داريوش بزرگ بود به مصري ها آموزش داده شد و بعدها در سال ۷۵۰ ميلادي از مصر به اسپانيا رفت و در سال ۱۵۲۰ ميلادي اين فناوري وارد امريكا و ناحيه كاليفرنيا شد و در سال ۱۵۴۰ فناوري قنات به ناحيه (پي گا) در شيلي هم رفت، اين سيستم از طرفي به چين و ناحيه تورفان هم رسيد و از آنجا وارد ژاپن شد، محققان وجود قنات را در بيش از ۳۴ كشور جهان تاكيد كرده اند. توجه به بهره وري آب از قنات در شرب، كشاورزي و باغداري و سابقه طولاني آن در ايران و اينكه ايرانيان باني آن بوده اند، موجب آن شده كه «تكنولوژي قنات با تنظيم توافقنامه ايجاد مركز بين المللي قنات و سازه هاي تاريخي آب كه به امضاي وزارت نيرو و «ماتسورا» دبيركل يونسكو رسيده به نام ايران ثبت گردد، اين توافقنامه در ۲۴ مهر ماه ۱۳۸۳ در شوراي آب يونسكو و در مجمع عمومي يونسكو مطرح شد و به تصويب رسيد.»
با اينكه ايرانيان با توجه به موقعيت اقليمي و سرزميني كشورشان، براي به دست آوردن آب بيشتر از فناوري قنات استفاده مي نمودند، اما از آب هاي جاري و سطحي نيز استفاده هاي متعدد مي نمودند كه يكي از مهمترين اين كارها، ساخت آسياب هاي آبي فراوان در نقاط مختلف سرزمين بزرگ ايران مي باشد. «آسياب ها را بيشتر بر رودخانه ها مي ساختند و در پاره اي از شهرها نيز آسياب ها با چهارپايان مي گرديد مانند آسياب هاي بزرگ سرخس كه به اين قبيل آسياب ها (خراس) مي گفتند.»در تاريخ همچنين از آسياب هاي بزرگ شوشتر در خوزستان سخن رفته است. همچنين استفاده بهينه و به كارگيري روش هاي دقيق براي بهره وري آب جهت آبياري نيز مورد توجه قرار مي گرفت، «براي آبياري زراعت ها در زمين هاي مرتفع از وسايلي مانند دولاب و داليه استفاده مي شد، اما در زمين هاي پست آب بدون اينها جريان مي يافت، در خراسان و ماورءالنهر، در قديم زمين هايي را كه با ابزار يا بدون ابزار با آب رودها و جوي ها مشروب مي شد، (سقي) و به مزارع ديم (نحس) مي گفتند.»(۶) ايرانيان همچنين در بهره وري از آب هاي سطحي و رودخانه ها، از سيستم سدسازي نيز استفاده مي كردند، البته در هنگام ساختن بندها و كانال هاي انتقال آب و زدن سد، دقت كافي مبذول مي نمودند كه بندها و كانال هاي آب با توجه به موقعيت محلي و با استفاده از شرايط طبيعي محيط و بدون اينكه به وضع اقليمي زياني وارد آيد، ساخته شود، از جمله اين سدها مي توان از سد ۱۷۰۰ ساله هرمز در منطقه رامهرمز در استان خوزستان كه نشانه بارزي از اين دقت ايرانيان را در دوره ساساني نشان مي دهد ياد كرد. «مسئولين ميراث فرهنگي منطقه رامهرمز معتقدند كه سد هرمز از نظر سدسازي داراي ويژگي هاي منحصر به فرد است و نياكان هنرمند و متخصص ما در دوران ساساني براي ساختن سد از شرايط طبيعي محيط اطراف بيشترين بهره را گرفته اند، به گونه اي كه مطالعات امروزي با استفاده از ابزار و تكنولوژي مدرن نيز پس از سال ها مطالعات خاك، دقيقاً همان محل سد قديم را براي ساخت سد مناسب تشخيص داده اند. به هر حال نمونه هاي فراوان ديگر نيز از اين بندها و سدها در مناطق مختلف ايران وجود داشته، از آن جمله مي توان از سد مرو بر روي رود مرغاب كه در خراسان بزرگ و در شهر مرو ساخته شده بود ياد كرد.
در مورد سد مرو و چگونگي استفاده تقسيم آب آن دانشمندان و مورخين معروفي مانند خوارزمي و مقدسي ضمن بيان اهميت اين سد از وجود ديوان آب در دوره ساسانيان نيز اشاراتي دارند. «رود بزرگ در مرغاب يا مروين، منبع اصلي كشاورزي اين منطقه در دوره سامانيان بوده و در مسير سفلاي اين رود و در شهر مرو، محل تشكيلات ديوان آب قرار داشت. در آن جا مقدار آب مصرفي هر مالك و خراج او كه بر مبناي مقدار آب مصرفي بود، ثبت مي گرديد، سد مرو در ۶ فرسخي شهر قرار داشت و ۱۰ هزار نگهبان، تحت امر، ميرآب يا مير رود از آن محافظت مي كردند، مير رود، گزارش هاي اندازه گيري آب را سريعاً با بريد ويژه به ديوان آب مي فرستاد و از آن جا، پيك ها گزارش را به تمام متصديان شاخه هاي رودخانه مي رساندند، تا آب را برابر اندازه داده شده بخش بندي كنند. اصولاً كمبود آب و خصوصاً دقت مردم در حفظ و نگهداري و استفاده بهينه از آب، موجب برقراري ضوابط و مقرراتي شده كه در بين مردم مورد استفاده قرار مي گرفته و در دهات و مزارع، شخصي به نام ميراب بر تقسيم عادلانه آب نظارت مي نموده است، «مقام اين شخص مورد احترام همه بود و چون بيشتر منازعات، مكرر و خشونت آميز كه در روستاها اتفاق مي افتاد، بر سر تقسيم آب بود، صاحبان باغ ها و مزارع آب شهر را براي مدت معيني در روز و يا در هفته اجاره مي كردند.


نويسنده: محمد بهمنی قاجار

نقل اين ارسال در يك پاسخ
ارسال پاسخ 



پرش به انجمن:

زمان کنونی: 02-08-2012, 09:48 AM

تماس با ما - انجمن تخصصی مهندسی آب - آرشيو انجمن - پيوند RSS - بازگشت به بالا