بازنگری در پرونده سدسازی كشور
هر چند ساخت سد به ضرورت و به عنوان آخرين راه حل مي تواند كارساز باشد اما ادامه ساخت بي رويه سدهاي بزرگ مخزني در كشوري كه هنوز نمي داند يا نمي تواند از آب ذخيره شده در پشت 93 سد بزرگ مخزني خود به درستي و با بازدهي (راندماني) - دست كم - 50 درصدي بهره برداري كند، عملي نابخردانه است، آن هم در كشوري كه صاحب يكي از بالاترين نرخ هاي فرسايش و جابه جايي خاك است. آيا نبايد نخست اولويت را به اقدامات آبخيزداري و اصلاح مراتع، به ويژه در كوهستان ها و دامنه هاي پرشيب داد؟ به گفته رئيس سازمان جنگل ها، مراتع و آبخيزداري كشور در صورتي كه اعتبارات مورد نياز تامين شود، اين سازمان قادر خواهد بود با اجرايي كردن برنامه هاي خود در حوضه آبخيزداري، آبخوانداري و اصلاح مراتع، بسيار بيش از ظرفيت كنوني بخش سدسازي در مهار و استحصال آب هاي سطحي موثر واقع شده و آب مورد نياز بخش كشاورزي را تامين سازد. اين ميزان، 10 برابر همه ميزان آبي است كه وزارت نيرو از طريق سدها در اختيار بخش كشاورزي قرار مي دهد.در حالي كه نرخ فرسايش در ديم زارهاي ما به بالاي 100 تن در هكتار رسيده است، آيا نبايد در گام اول بكوشيم توليد در واحد سطح را ارتقا دهيم؟ چگونه است كه وقتي همه مي دانند راندمان آبياري در بخش كشاورزي چيزي حدود 30 درصد است، به جاي كمك نرم افزاري و سخت افزاري به اين بخش، ثروت مملكت را در مسير ذخيره سازي آبي به هدر مي دهيم كه نمي توانيم به درستي آن را به ماده خشك تبديل كنيم؟ و چرا با وجود آنكه قرار بود تا پايان برنامه نخست پنج ساله كشور، بيش از سه ميليون هكتار از اراضي كشاورزي به سامانه هاي آبياري تحت فشار مجهز شود، اين رقم تا امروز حتي به 700 هزار هكتار هم نرسيده است، يعني حتي نيمي از اهداف يك برنامه پنج ساله را در طول 20 سال هم نتوانستيم محقق سازيم. طي دهه هاي گذشته، مرگ رودخانه هاي كشور - كه شريان هاي هستي و حيات آبخيزها، دشت ها، سيلاب دشت ها و دهانه ها هستند - آهنگ سريع تري داشته است. سدها به شكل چشمگيري بوم سازگان (اكوسيستم) رودخانه يي را با كاهش تراز آب، تغيير زمان بندي جريانات، ممانعت از جابه جايي گونه هاي مهاجر يا تغيير دماي آب و سطح اكسيژن، تحت تاثير قرار مي دهند و باعث مي شوند ويژگي هاي آب شناختي (هيدرولوژي) و كيفيت آب در پايين دست و ريخت شناسي رودخانه، تغيير كند.همچنين حقوق و معيشت جوامع متاثر از طرح را با زير آب بردن غالباً حاصلخيزترين زمين هاي كشور و بيكار كردن شماري از توليدكنندگان ارزشمند كشاورزي، تضعيف مي كنند. همچنين سدها علاوه بر خطر آفرينش زمين لرزه، فقط مي توانند سيل هاي متوسط و كوچك را مهار كنند و در زمان رخداد سيلاب هاي بزرگ تر از پيش بيني ها غالباً به عاملي خطرناك تر از سيل بدل مي شوند و خطر شكستن دارند. علاوه بر آن هزاران قنات چند صد يا حتي هزارساله پايدار و بارور نيز با هجوم پيمانكاران و مشاوران سدساز به مرگي ابدي محكوم شدند.(سد بار نيشابور باعث شد قنات هزارساله يي كه تمام اراضي كشاورزي پايين دست منطقه را در طول سال ها آبياري مي كرد، خشك شود. مسوولان به بهانه آبياري زمين هاي كشاورزي، اين سد را احداث كردند تا همان كاري را انجام دهد كه سال ها توسط قنات مزبور صورت مي گرفت. اما اكنون حجم قابل ملاحظه يي از اين آب تبخير مي شود.) ايراني از چند هزار سال پيش، تلاش درخشاني در توسعه پايدار منابع آب و به ويژه به كمك ساخت قنات ها، اين شاهكارهاي مهندسي آب، داشته و آن را در جهان از خود به يادگار نهاده است. چگونه است كه اين مهندسي شكوفاي سازنده بند بهمن در دوهزاره پيش، به درستي و آگاهانه و نه از ناتواني، در همه اين چند هزار سال، حداكثر چند ده سد كوچك از جمله بلندترين سد جهان تا اوايل قرن بيستم به نام سد كريت طبس يا سد كهن كبار قم را مفيد به فايده تشخيص داده و ساخته است، اما ما در چهار دهه با تقليد از كساني كه سدسازي را از خود ما آموختند، بيش از هزار سد مي سازيم كه بخش بزرگي از آنها قطعاً در چند دهه آينده بايد برچيده شوند؟ همچنين در ايران - به خاطر كهنسال بودن تمدن آن - نبايد آسيب هاي طرح هايي همانند سدها به ميراث فرهنگي و تاريخي را از نظر دور داشت. چنين است كه مي توان دريافت در بسياري مواقع، سدها فقط توهم توسعه منابع آبي را ايجاد مي كنند. آب تجديدپذير كشور سالانه 130-120 ميليارد مترمكعب برآورد مي شود. تجربه كشور نشان مي دهد كاربرد حقيقي اين آب با سدسازي و تبخير سالانه بين 5 تا 10 ميليارد متر مكعب از سطح مخزن سدهاي كشور كاهش مي يابد.(سد كرخه كه بزرگ ترين سد كشور است به تنهايي حداقل 40 ميليون متر مكعب تبخير در سال دارد.) در حالي كه مديريت پايدار آب عبارت است از برنامه ريزي كاربرد درست و كارآمد آب تجديدپذير و نيز بازگرداندن آن به محيط با كمترين پيامدهاي زيست محيطي و آلودگي. راهكارهاي بدون سدسازي تامين آب و نيرو با شيوه نامه هاي توسعه پايدار نيز همخواني دارند. بخش خصوصي به خوبي مي تواند در اين رويكرد به همكاري بپردازد و البته اين راهكارها از ساخت هر سدي كم هزينه ترند.اثرات منفي سدها بر محيط زيست فيزيكي، بيولوژيكي و اجتماعي آنقدر زياد است كه بسياري از كشورهاي توسعه يافته از دهه 90 به اين سو ديگر نه تنها سدي نمي سازند كه مجبور به جمع كردن و برچيدن سدهاي خود به قيمت هاي بسيار گزاف شده اند تا اثرات منفي سدهاي ساخته شده را با سختي هر چه تمام تر از محيط بزدايند و رودخانه ها را احيا كنند؟ بانك جهاني در پنجاهمين سالگرد تاسيس خود اعلام كرد: 80 درصد سدهايي كه نسخه ساختش توسط اين سازمان طي 50 سال گذشته در جهان و به ويژه كشورهاي در حال توسعه پيچيده شده، نبايد ساخته مي شدند، زيرا ضررهاي زيست محيطي آنها بيش از منافع آن بوده اند.با توجه به مطالب آورده شده و اينكه در ايران تاكنون بيش از 500 سد ساخته شده كه حتي براي نمونه يك ارزيابي تطبيقي بر ساخت اين سدها انجام نگرفته است و همچنين با عنايت به اينكه آشكار نيست تاكنون چند درصد از كانال هاي آبياري پشت همين سدهاي ساخته شده به بهره برداري رسيده و اگر نرسيده، بايد تكميل آنها - كه با روند كنوني به 70 سال زمان نياز دارد - در اولويت قرار گيرد، پس نبايد سخن از ساخت سدهاي جديد برانيم، مگر اينكه هدف، چيز ديگري باشد. ما منتظر واكنش شايسته نهادهاي تصميم گير هستيم.
روزنامه اعتماد
|