| ميهمان گرامی، خوش آمديد... (ورود — ثبت نام) |
| ثبت نام | راهنما | ليست کاربران | تقويم | ارسالهای امروز | جستجو |
| به انجمن تخصصی مهندسی آب خوش آمدید ... |
|
اگر برای اولین بار است كه از انجمن ما بازدید می كنيد به شما خوش آمد می گوییم. شما می توانید بعد از خواندن قوانین انجمن در انجمن ما ثبت نام كنيد و برای مشاهده گفتگو ها به انجمن مورد علاقه خود وارد شوید.
در غیر این صورت شما به تمام امکانات انجمن دسترسی نخواهید داشت... |
|
بايدها و نبايدهاي طرح هاي انتقال آب در ايران
|
|
05-19-2009, 06:55 PM 1557
شماره : #1
|
|||
|
|||
|
بايدها و نبايدهاي طرح هاي انتقال آب در ايران
بايدها و نبايدهاي طرح هاي انتقال آب در ايران
محمد درويش* ايران زمين به دليل متاثر شدن از نوار 35 درجه شمالي عرض جغرافيايي، در بسياري از شاخص هاي اقليمي، وضعيتي به مراتب پايين تر از ميانگين هاي جهاني کره زمين دارد. با اين وجود، اين واقعيت هرگز نبايد به عنوان يک تنگنا يا محدوديت تحميل شده بر ايرانيان به شمار آيد؛ بر مردماني که حق انتخابي براي حضور و زندگي در اين پاره از خاک نداشته اند، حتي اگر گشتي اندک در ممالک جهان بزنيم، آشکارا درخواهيم يافت، هستند کشورهايي که از منظر اختصاصات آب و هوايي به مراتب وضعيتي شکننده تر و آسيب پذيرتر از ايران دارند، اما در شمار ممالک ثروتمند و مرفه جهان طبقه بندي مي شوند. برعکس اين رخداد هم البته با مثال هايي فراوان قابل رهگيري است؛ يعني مي توان به راحتي کشورهاي مرطوب تري از ايران را يافت که از توليد ناخالص ملي کمتري نسبت به ما برخوردار بوده و فقيرتر ارزيابي مي شوند. اينها را گفتم تا وقتي از تنگناهاي اقليمي وطن سخن مي گوييم، يادمان باشد اين تنگناها مي توانستند و هنوز هم مي توانند به مزيتي نسبي و موثر براي ارتقاي پايداري کشور بدل شوند؛ اگر ما با تنگنايي اصلي تر به نام «فقر مديريتي» روبه رو نباشيم و «کالابرگ دانايي» را سخاوتمندانه توزيع کرده باشيم. ايران در يک نگاه نخستين شناسه قلمروي که ايران را در خود جاي داده (نيمه جنوبي منطقه معتدله موسوم به منطقه پرفشارً مجاور حاره)، غلبه خشکي بر رطوبت و گرما بر سرما است؛ به اين معني که اگر در ناحيه يي از اين قلمرو با آب و هوايي سرد يا مرطوب مواجه شويم، علت را نه در عرض بالاي جغرافيايي که در ويژگي پيکري و ارتفاع بالاي عرصه مورد بحث يا نزديکي به دريا بايد جست وجو کرد. به سخني ديگر، هر چند عرض جغرافيايي ايران زمين، مولفه يي کاهنده در تنوع اقليمي کشور محسوب مي شود اما ديگر ويژگي هاي طبيعي سرزمين (نظير شرايط توپوگرافيک و دامنه بردباري قابل توجه گونه هاي گياهي مستقر در آن) سبب شده شاهد يکي از متنوع ترين و ناهمتاترين زيست اقليم هاي جهان در ايران باشيم. وجود سرزمين هايي با ميانگين بارندگي کمتر از 25 تا بيش از 2380 ميلي متر و محدوده وسيع دمايي آن که از 35- تا 50« درجه سانتي گراد در تغيير است، گواهي بر اين مدعا است. اندوخته ها و استعدادهاي آبي متوسط حجم آبي که به صورت ريزش هاي آسماني، همه ساله بر خشکي هاي زمين مي بارد به 110 هزار ميليارد متر مکعب مي رسد؛ 8/63 درصد از اين مقدار يعني حدود 70 هزار ميليارد متر مکعب، به صورت تبخير و تعرق مجدداً به نوار بازمي گردد و مابقي، همان ذخاير قابل استحصال يا تجديدشونده آب شيرين جهان را تشکيل مي دهند. قاره آسيا در اين ميان، هرچند تنها 7/32 درصد از مساحت خشکي هاي زمين را به خود اختصاص داده، اما بيش از 4/37 درصد از ذخاير آب شيرين قابل استحصال جهان را به ميزان 3/14961ميليارد مترمکعب در اختيار دارد و به اين ترتيب از وضعيتي مطلوب تر از متوسط جهاني برخوردار است.از مقايسه استعداد آبي ايران با آسيا و جهان، آشکارا پاره يي از تنگناهاي طبيعي کشور نمايان مي شود. نخست آنکه سرزمين پهناوري که نزديک به 3/1 درصد از سطح خشکي هاي کره زمين در تملک اوست، هيچ گاه از سهمي بيشتر از 37/0 درصد کل ريزش هاي آسماني خشکي هاي جهان بهره مند نبوده است. يعني ميزان قطره هاي آبي که در اين کشور فرود مي آيد، حتي به يک سوم استحقاق طبيعي آن به نسبت وسعت سرزمين هم نمي رسد. از منظر جغرافيايي محل استقرار، ايران در گوشه جنوب غربي آسيا، در منطقه يي موسوم به خاور نزديک واقع شده که 14 درصد سطح جهان را فراگرفته، ليکن منابع آبي آن تنها دو درصد کل منابع آب هاي تجديدشونده دنيا را شامل مي شود. به همين دليل است که از مجموع 21 کشوري که با کمبود جدي آب مواجه هستند، 12 کشور در اين منطقه قرار گرفته اند.دومين محدوديت به ميزان تبخير و تعرق واقعي مربوط مي شود که از رقم نظير آن در مقياس جهاني، 5/6 درصد بيشتر است. در نتيجه سبب تشديد نابرابري موصوف شده و تفاوت از ميانگين جهاني را از يک سوم به کمتر از يک چهارم تقليل داده است. به بياني ساده تر نه تنها هر متر مربع از خاک کشور، نزولات کمتري را دريافت مي کند، بلکه از همين مقدار ناچيز نيز ميزان بيشتري تبخير رخ مي دهد. چنين است که ملاحظه مي شود آب قابل استحصال هر هکتار از وسعت 162 ميليون هکتاري خشکي هاي کشور با حدود 735 متر مکعب، به يک چهارم سهم آبي که به طور متوسط از هر هکتار زمين در جهان (معادل3060 متر مکعب) قابل بهره برداري است، هم نمي رسد.افزون بر دو تنگناي يادشده، پراکنش زماني و مکاني منابع آبي نيز از جمله موانع جدي مديريت و برنامه ريزي پايدار در کشور به شمار مي روند. به عنوان مثال، استان کرمان با 7/11 درصد از مساحت کشور، فقط 5/4 درصد از ذخاير آب قابل استحصال را به خود اختصاص داده است، در حالي که خوزستان با 6/3 درصد از مساحت کشور، نزديک به 30 درصد از کل آب قابل استحصال را در اختيار دارد. در افقي گسترده تر، آمارها نشان مي دهد 30 درصد از مساحت کشور، شامل نواحي شمال، غرب و جنوب غربي، حدود 69 درصد از منابع آبي قابل استحصال را به خود اختصاص داده اند، آن هم در شرايطي که فقط از 56 درصد از حجم ريزش هاي آسماني کشور برخوردارند. از بعد زماني نيز تغييرات حجم منابع آب هاي سطحي و زيرزميني کشور در طول سال هاي مختلف چشمگير بوده است. امروز هم ما هرچه بوده ایم همانیم ما باز میتوانیم هر روز ناگهان متولد شویم
|
|||
|
تشکر شده توسط : Hamed.T (05-20-2009 01:17 PM) |
|
|
|