ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع
  • 0 رای - 0 ميانگين
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سامانه هاي انتقال آب و پيامدهاي آنها
05-19-2009, 06:54 PM 1556
شماره : #1
سامانه هاي انتقال آب و پيامدهاي آنها
سامانه هاي انتقال آب و پيامدهاي آنها
تصميم گيري نادرست تکنوکراسي
فاطمه ظفرنژاد - znejad@hotmail.com پژوهشگر

پنج دهه ساخت و ساز، پيامدهاي بسيار ويرانگري در چهره و سيماي اکوسيستم هاي مختلف وابسته به رودها و آبخيزهاي کشور به وجود آورده است. ساخت سدها و سازه هاي انتقال در تخريب آبخيزها نقش مهمي ايفا کرده و سبب از ميان رفتن جنگل ها، مراتع، دشت ها، سيلاب دشت ها، تالاب ها، و درياچه هاي چاهه رودها شده است. انتقال آب حوضه به حوضه دو پيامد منفي بسيار بزرگ دارد.

تضييع حق جوامع اصلي

در طرح انتقال آب حقوق و حقابه شمار زيادي از کشاورزان و عشاير و جوامع بومي که در طول رودخانه تا چاهه آبخيز اصلي زندگي مي کنند، ناديده گرفته شده و سبب از ميان رفتن مباني زيستي معيشتي توليدکنندگان کشاورزي منشاء خودکفايي ملي مي شود. نمونه بسيار تلخ آن سامانه هاي انتقال آب حوضه رودهاي کرج، لار، جاجرود، شاهرود، ماملو با ساخت سدهاي بسيار بزرگ و انتقال دو ميليارد متر مکعب آب کشاورزان به تهران است. دو ميليارد متر مکعب آب منحرف شده اين رودها مي توانست با شيوه کاراي آبياري براي نيم ميليون هکتار زمين کشاورزان بومي اين آبخيزها آب تامين کند. نمونه ديگر، ساخت و ساز در آبخيز زاينده رود است که به خشکي شاهرگ حياتي اصفهان نصف جهان انجاميده است. تالاب 470 کيلومترمربعي گاوخوني که چاهه زاينده رود و در رديف 22 تالاب مهم ايران و از مصاديق بارز پيمان رامسر به شمار مي رفته، نيز خشکيده است. جوامع بومي پايين دست آبخيز حقابه خود را از دست داده اند. روستاها از سکنه خالي شده اند. بخش بزرگي از زمين هاي کشاورزي شهر ورزنه در 30 کيلومتري بالادست تالاب در سايه غصب حقابه در بالادست ها، فروخشکيده ونيز ماهيگيري و گردشگري پررونق وابسته به تالابش از دست رفته است. شهر ورزنه که تاريخ آن به هزاره سوم بازمي گردد، با همه ميراث تاريخي بسيار پرارزش خود، در اثر از دست دادن حقابه و منابع اقتصادي و معيشت تنها 13700 نفر جمعيت دارد در حالي که از 41 سال پيش، شهر اعلام شده است و شايد اگر منابع آب و کشاورزي پررونق خود و نيز منابع اقتصادي ناشي از گردشگري در تالاب را از دست نداده بود، اينک مي بايد بسيار بيش از اينها جمعيت مي داشت.

پيدايش مصرف زدگي در جامعه

دومين پيامد منفي طرح انتقال حوضه به حوضه در جايي مشاهده مي شود که آب منحرف شده از حوضه ديگر را از آن خود کرده است. غالباً جامعه دريافت کننده آگاهي زيادي از مالکان اصلي آب ندارد. اگر جامعه دريافت کننده کشاورز باشد، آب را با کارايي بسيار پايين استفاده مي کند. نمونه آن کشت و صنعت هاي پايين دست سد دز هستند که راندمان آبياري آنها کمي بيش از 20 درصد بود. يعني از آبي که دريافت مي کردند، 20 درصد به گياه مي رسيد و 80 درصد را هدر مي دادند. اگر دريافت کننده جامعه شهري باشد، به شيوه از خود بي خود و مسخ شده که ويژگي جامعه مصرف زده است، آب را به کار مي برد. اين سياست نادرست تهران شهري با توان اکولوژيکي شايد حداکثر يک ميليون نفر را به کلانشهري 10 ميليون نفري (يا 15 ميليون نفري در روز) با همه پيامدهاي بسيار منفي زيست محيطي، اجتماعي و اقتصادي آن تبديل کرد. شهرهاي متورم و بي در و دروازه برآيند سياست گذاري هاي نادرست از جمله سياست هاي تامين آب و نيرو به شمار مي روند. مصرف در کلانشهرها الگويي بسيار نادرست مي يابد، جوري که براي نمونه مصرف سرانه آب تهراني ها هفت برابر مصرف استاندارد آب جهان (150 ليتر سرانه براي دوش هرروزه و ديگر نيازها) است.

شهرسازي و معماري سبز تنها چاره کار

شهرسازي سبز ساختمان ها را جوري طراحي مي کند که هر مجتمع سامانه تامين آب و برق و نيز دفع پساب و زباله مستقلي داشته باشد. در برکلي کاليفرنيا و نيز برلين ساختمان هايي ساخته مي شوند که بر بام آنها سامانه دروي باران بتواند آب بارندگي را گردآوري و ذخيره کند. آب بارندگي به کمک سامانه هاي بازچرخاني، بارها به کار گرفته مي شود و در آخرين پله براي فضاي سبز مجتمع فرستاده مي شود. اگر بدانيم در نقاطي از ژاپن و امريکا آب تا 25 بار بازيافت مي شود، پي مي بريم که200 تا 300 ميليمتر بارندگي سالانه در شهر تهران با پنج بار بازيافت به يک تا 5/1متر مکعب افزايش مي يابد و به خوبي براي خودکفايي ساختمان و وابسته نبودن به شبکه هاي پرهزينه آب شهري و منابع آب کشاورزي کافي است. همچنين اين ساختمان ها به صفحات خورشيدي مجهز هستند که همه برق ساختمان را به خوبي تامين مي کند و آن را از شبکه هاي سراسري پرهزينه و پرخطر و پرپيامد برق بي نياز مي کند. بازکاربرد و بازچرخاني آب سبب مي شود اين ساختمان ها پسابي هم نداشته باشند و به شبکه هاي پرهزينه فاضلاب شهري نيازي نخواهند داشت. بازيافت زباله هاي تر و کاربرد آن در فضاي سبز مجموعه گام بزرگي در به صفر رساندن ميزان زباله تر است. زباله خشک مجتمع نيز قابل فروش به کارخانه هاي بازيافت و درآمدزا خواهد بود. معماري سبز کمک مي کند محيط زيست به حالت طبيعي خود بازگردد. برداشتن فشار از آب رودخانه ها و برچيدن سدها کمک مي کند رودها به حالت طبيعي خود بازگردند. شهرهاي سبز رودها را آلوده نمي کنند.

توليد خوراک بيشتر با آب کمتر

همانند شهرها، دشت ها و سيلاب دشت ها نيز بايد کاملاً خودکفا و از منابع ساير نقاط و حوضه ها بي نياز باشند. به کارگيري روش هاي آبياري با کارايي بالا تا 80 درصد، هدررفت آب کشاورزي را بسيار کاهش مي دهد. يافتن بذور اصلاح شده کم نيازتر به آب با عملکرد بالا، مصرف آب کشاورزي را کاهش مي دهد. راه اندازي روش هاي بازيافت و بازکاربرد آب در کشاورزي مي تواند منابع آب کشاورزي جديدي در هر دشت و سيلاب دشت فراهم کند. قنات ايراني از روش هاي بسيار کارآمد کاربرد آب زيرزميني بدون کاهش سطح سفره و نيز با ميزان تبخير آب بسيار کم است. لازم است تمامي قنات هاي کشور احيا شوند و آثار ساخت و ساز از روي آنها برچيده شود. آب بندان ها که روش هاي بومي گردآوري آب باران به شمار مي روند، در تامين آب کشاورزي در نقاط شمالي کشور بسيار کارآمد بوده و هستند. لازم است اين دانش بومي نيز احيا و هرگونه آثار مخرب ساخت و ساز از آنها زدوده شود تا بار ديگر فعال شوند. هرگونه جلوگيري از تبخير آب گام بزرگي در دستيابي به هدف است. سدها سالانه 5تا 10ميليارد متر مکعب آب شيرين کمياب کشور را در پشت مخازن خود تبخير مي کنند. اين مقدار آب مي تواند سالانه چندين ميليون هکتار غلات را با روش هاي کارا آبياري کند. متاسفانه در سايه تفوق نگرش ساخت و ساز، تخريب آبخيزها با سدسازي و تبخير آب در سدها ادامه يافته است.

مغايرت طرح هاي ذخيره و انتقال آب با موازين توسعه پايدار و قانون اساسي

گذشتگان ما در سراسر تمدن شش هزار ساله اين سرزمين، آبخيزها و رودها و پيکره هاي آبي را با تکريم مي نگريستند و بهره برداري موزون و حساب شده يي را براي آنها رقم مي زدند. اما ما تکنوکرات هاي دانش نياموخته فارغ التحصيل از دانشگاه در پنج دهه گذشته دانش بومي درخشان اين سرزمين را با تحقير نگريسته ايم و در تخريب و ويراني آن از هيچ تلاشي فروگذار نکرده ايم. حال آنکه از 1971 نادرست بودن اين روش از سوي سازمان ملل اعلام شده است. اسناد پيمان حفاظت از تالاب هاي رامسر(1971) و اصلاحيه هاي 1982 و 1987 آن، کنفرانس استکهلم (1974)، کنفرانس ريودوژانيرو (1992) و سند 21 آن، پيمان مبارزه با بيابان زايي (1994) و تاييديه بلافصل مجلس شوراي اسلامي در لزوم اجراي آن، سند کميسيون جهاني سدها به نام سدها و توسعه (2000) که نسخه فارسي آن نيز در 1386 در کشور منتشرشد، و نيز اسناد کنفرانس ژوهانسبورگ (2002)، همه و همه نشان مي دهند ساخت و سازهاي با نام توسعه و با تصميم گيري نخوت آميز از بالا به پايين تکنوکرات هاي عصر مدرنيزاسيون کاملاً اشتباه بوده است. مدرنيزاسيون با جنگل زدايي، خشکاندن رودها، تالاب ها و درياچه ها، تخريب دشت ها و سيلاب دشت ها و سفره هاي آب زيرزميني، کوتاه سخن با تخريب کامل محيط زيست، کره زمين را به بياباني آلوده و پر از زباله تبديل ساخته است که نه تنها براي انواع گياهان و جانوران که براي انسان قابل زندگي نخواهد بود. ساخت و ساز در آبخيزها چه در بالادست ها و کوه ها و چه در دشت ها و شهرها محيط زيست کشور را به شدت تخريب کرده است. بنابر اصل هاي 48 و 50 قانون اساسي، در بهره برداري از طبيعت بايد منافع همه جوامع بومي بالادست و پايين دست چه روستايي و عشاير و چه جوامع بومي حقابه بر در نظر گرفته شود و نيز هرگونه فعاليتي که به تخريب محيط زيست بينجامد غيرقانوني است.تجربه کشور و دنيا نشان مي دهد طرح هاي انتقال حوضه به حوضه کاملاً اشتباه و مغاير با همه موازين توسعه پايدار هستند.

امروز هم ما هرچه بوده ایم همانیم ما باز میتوانیم هر روز ناگهان متولد شویم
نقل اين ارسال در يك پاسخ
ارسال پاسخ 



پرش به انجمن:

زمان کنونی: 05-22-2012, 05:46 PM

تماس با ما - انجمن تخصصی مهندسی آب - آرشيو انجمن - پيوند RSS - بازگشت به بالا